با شدت گرفتن تقاضای جهانی برای مس که ناشی از گذار انرژی، دیجیتالی شدن و گسترش فناوریهای سبز است، کمبود پیشبینیشده در عرضه مس برای پاسخگویی به این تقاضای رو به رشد، ضرورت یافتن جایگزینهای پایدار با اثرات زیستمحیطی کمتر را برجسته میکند.
یکی از راهکارهای امیدوارکننده، بازیافت مس است که خواص فیزیکی و شیمیایی فلز را بدون افت کیفیت حفظ میکند. بازیافت همچنین به انرژی بسیار کمتری نسبت به استخراج و پالایش مس تازه نیاز دارد که منجر به کاهش انتشار گازهای گلخانهای میشود. از آنجا که صنایع بهطور فزایندهای پایداری و اصول اقتصاد چرخشی را در اولویت قرار میدهند، مس بازیافتی نقشی حیاتی در تأمین تقاضا ایفا میکند. کشورها همچنین میتوانند با صادرات قراضه مس به کشورهایی که دارای زیرساختهای بازیافت پیشرفته هستند، منافع اقتصادی کسب کنند. طبق گزارش «گروه مطالعات بینالمللی مس»، نزدیک به یکسوم مصرف جهانی مس در سال ۲۰۲۳ از منابع بازیافتی تأمین شده است. کشورهای توسعهیافته صادرکنندگان اصلی ضایعات و قراضه مس برای بازیافت هستند. در سال ۲۰۲۳، ایالات متحده بهتنهایی ۱۴.۵ درصد از این صادرات را به خود اختصاص داد و پس از آن آلمان (۶.۷ درصد)، ژاپن (۶.۷ درصد)، مالزی (۵ درصد) و هلند (۳.۷ درصد) قرار گرفتند.

روند بازار: SX-EW
دو روند عمده باعث جهش در تقاضای فلزات شده است: رشد طبقه متوسط جهانی با مصرف بالای فلزات و گذار به سمت الکتریکیسازی و حملونقل برقی که به مقادیر عظیمی از مس و فلزات باتری نیاز دارند. این فناوریهای سبز نسبت به سیستمهای مبتنی بر کربن که جایگزین آنها میشوند، وابستگی بسیار بیشتری به فلزات دارند.
برای پاسخگویی به این تقاضا، هیدرومتالورژی (Hydrometallurgy) بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. این روش مزایای کلیدی نسبت به روشهای سنتی مانند ذوب و فلوتاسیون دارد. اول اینکه به فرآیند آسیاب کردن سنگ معدن که انرژی زیادی مصرف میکند، نیاز کمتری دارد. دوم، در دماهای پایینتر و با استفاده از الکتریسیته عمل میکند و از مصرف بالای انرژی و انتشار کربن ناشی از ذوب جلوگیری میکند.
سومین مزیت عمده، گردشپذیری (Circularity) برتر است. موادی مانند آب اسیدی اغلب میتوانند بلافاصله در فرآیند مورد استفاده مجدد قرار گیرند. برخلاف تصورات رایج، هیدرومتالورژی اغلب به ازای هر واحد فلز تولید شده، آب بسیار کمتری نسبت به روشهای دیگر مانند فلوتاسیون مصرف میکند.
راهکارهای استراتژیک
صنعت جهانی مس با خطر کمبود عرضه روبهرو است که ناشی از افزایش تقاضا برای برقرسانی، هوش مصنوعی و فناوریهای انرژی پاک میباشد. این چالش با کاهش عیار سنگ معدن، ریسکهای ژئوپلیتیکی و طولانی بودن زمان توسعه پروژهها (که معمولاً بین ۱۵ تا ۲۵ سال طول میکشد) تشدید شده است. برای مقابله با این چالشها، باید اکتشاف و توسعه پروژهها از طریق تسهیل صدور مجوزها، ارائه مشوقهای مالی و سرمایهگذاری در تکنولوژیهای پیشرفته استخراج، شتاب گیرد. همچنین، تقویت همکاری میان تولیدکنندگان بزرگ و شرکتهای معدنی کوچک میتواند به تسریع زمانبندی پروژهها و تثبیت عرضه کمک کند.
تنوعبخشی به منابع تأمین امری حیاتی خواهد بود. مشارکتهای تجاری استراتژیک میان کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده میتواند به کاهش موانع تعرفهای کمک کند، در حالی که تقویت زنجیرههای ارزش منطقهای، تابآوری صنعت را افزایش میدهد. تشویق به استفاده داخلی از مس—بهویژه از طریق پالایش، ذوب و تولید محلی—وابستگی به صادرات را کاهش داده و خودکفایی صنعتی را ترویج میکند.
برای رقابت موثر در بازار جهانی که به سرعت در حال تحول است، کشورهای صادرکننده مس باید از تأمینکنندگان مواد خام به تولیدکنندگان محصولات با ارزشافزوده تبدیل شوند. اقدامات سیاستی کلیدی شامل مشوقهای مالیاتی برای فرآوری پاییندستی، توسعه شهرکهای صنعتی، حمایت از تولید محصولات مسی با ارزش بالا و مذاکره برای دسترسی بهتر به بازار است. مکانیزمهایی مانند طرح «همه چیز جز اسلحه» (EBA) اتحادیه اروپا یا «سیستم ترجیحات عمومی» (GSP)، مسیرهای مهمی را برای گسترش تجارت تحت شرایط ترجیحی ارائه میدهند.
علاوه بر این، استخراج معدن بهتنهایی پاسخگوی تقاضای آینده مس نخواهد بود. استراتژیهای اقتصاد چرخشی، مانند گسترش بازیافت و تولید مس ثانویه، برای پر کردن شکاف میان عرضه و تقاضا ضروری خواهند بود.
در پایان، صنعت جهانی مس وارد مرحلهای سرنوشتساز شده است؛ مرحلهای که نه تنها نیازمند افزایش تولید، بلکه نیازمند استراتژیهای رشد هوشمندتر، فراگیرتر و مبتنی بر تکنولوژی است. کاهش موانع تجاری، ایجاد توانمندیهای صنعتی و استقبال از نوآوری، محور اصلی تضمین این موضوع خواهد بود که کشورهای در حال توسعه غنی از مس، بهطور عادلانهتری از گذار سبز و دیجیتال بهرهمند شوند.